می دونی

الان وخت خوبی نیس

دلم می خواس کمی سرم خلوت تر بود

راه می رفتم ...

قدم می زدم ...

چیز می نوشتم ...

اگر پا میداد شاید دو سه قطره اشک هم ..

از سر دلتنگی ...

اما الان اینقد سرم شولوغه که حتی وخت نمی کنم به تنهاییم فکر کنم !!!

 

****

 

اولین ها هیچ وقت از یاد آدم نمیره

اما اون اولین هایی که می دونی آخرین هم هست ...

با این حساب من باید الان خیلی داغون باشم

ولی نیستم

شاید چونکه هنوز 

ته مونده ی اشتیاق سرشار تو

توی تمام تنم جا مونده

 

****

ســـــــخت تر اینکه من باید تمومش کنم

و طوری اینکارو کنم

که دیر بفهمی

درست وقتی که کار از کار گذشته

چون اگر سر بزنگاه بفهمی امکان نداره بذاری این اتفاق بیوفته

 

****

 

مونولوگ امروز :

- پشیمون نیستم ولی .

+ نبایدم باشی عزیزم ! تجربه ی خوبی بوده !

- آره ... با اینکه کوتاه بود و شبیه شوخی بود ولی لذت بخش بود ... خیلی .

+ اهون...همینطوره عزیزم !

 

****

 

فقط یه چیز می مونه

این sms های لعنتی ِ تبلیغاتی ا*ن*ت*خ*ا*ب*ا*ت 

مثل گربه ای میمونه که از لب دیوار رد میشه

و تو رو که داری کار یواشکی میکنی

به اضطراب لحظه ی مچ گیری می رسونه نیشخند