همه ی عاشقانه هام

روزهای بی خیالی شدند

و من از کوچه های ازدحام

تنها عبور ِ سرد ِیک زن ِ معمولی ام

 

آیا ؛ این دگردیسی

عادلانه بود ؟

 

من

حتی

شبها هم دیگر

خواب پرنده بر شانه های درخت نمی بینم ...

 

هآی آقا

عشق آبی بود

شما خاکسترش کردید !