fullEmoBoy.jpg

 

 

می خوام یه اعترافی بکنم

دلم راستی راستی برات تنگ شده

نه این چیزی که الان هستی

نه اینی که الان شدی

همونی که بودی

همونی که خیال میکردم هستی

شاید دل نبرده بودی اما

خیلی خوب بودی  همونجوری که بودی

با همه ی دوری آشنا بودی

 

به اندازه نوشیدن یک فنجان قهوه

- مهمان من -

بیا و همون غریبه ای باش

که میشناختم

نه این آشنای امروزی...16.gif