من یک پرنده ام

 گیرم که پرواز نمیکنم

 اما در دور دست ذهن همیشه یاد بیکران آبی با من است

  

من یک پرنده ام

 گیرم که تنها ترین پرنده ی روی زمین باشم

 اما در قلبم می توانم تمام آدمهای دنیا را جا دهم و در یادم نام تمام گلهای دنیا را بکارم

 

 من یک پرنده ام

 گیرم که آواز نمی خوانم

 اما سکوت من پر از ترانه های عاشقانه است

 

 همین که در آسمان یاد خود حتی برای لحظه ای جایم میدهی

 همین که با تنهایی های دل تو جفت میشوم

 همین که با نوای دل تو همنوا میشوم

 

 گیرم که در این ویرانه

 در قحطی یک دانه

 و حسرت همیشگی پرواز

 سالهاست مانده ام

 

 اما من یک پرنده ام ...