دوست داشتنت

قطره قطره در من ته میکشد

وای اگر تمام شود

دیگر کی بیاید دلم را با خیالش قلقلک بدهد

و من بخندم

دیگر کی بیاید چشمانم را با " نمیشناسمت " بارانی کند

و من شعر بنویسم

دیگر چه کسی یادش آنقدر سبک باشد که بشود تا افلاک بالایش برد

و سقوط نکند

دیگر چه چیز این دنیا اینقدر مستعد دوست داشته شدن است

اگر تو هم ، توی نصفه و نیمه ی راه ِدورم ، در من تمام شوی

من که از روز اول گفته  بودم " خوابم "

کما هم بروم ، کاش میشد دیگر بیدار نشوم ....