امشب

در معبد دلم

دخترکی نشسته

آرام آرام

اشک میریزد و دعا میخواند

 

خداجان!!!

در آغوشش بگیر

و آرامش کن

بخوابانش

 

تا فردا آفتاب که بر آمد

حکایت او نیز به پایان رسیده باشد

 

و یادت باشد

او به آفتاب فردا

و تو

ایمان دارد.....


17 خرداد 89 - 00:09
تو اینقدر عزیز و بزرگواری
که من به تمام آمین هایم همیشه ایمان دارم
چه شبی ساختی عزیز برایم
دوستت دارم برای تو واقعن کمه بزرگوار