در روزهای دلتنگی

زندگی را از پشت چشمان من ی ببین

که دنیای بزرگ تان را به قلب کوچکم

سنجاق کردم و به کول می کشم

 

 

در فصل های سرد

در روزهای داغ

در لحظه هایی که دیگر

پنجره ات به روی هیچ پرنده ای گشوده نخواهد شد

 

بال های بی پر کوچکی را بخاطر بیاور

که هنوز عریان و گشوده به آسمانیست

که روزی سخاوتش را به او خواهد بخشید

 

و دوست بدار

مردم را

چون که از دیر باز دوست تنها و غمگین پرنده هایی هستند

که پرواز آرزوی مشترکشان بود

و از نیمه ی راه

رفیق نیمه راه شدند و راهشان جدا شد از هم

و از همانجا بود که گم گشتند

 

و بدان که

عشق

اسم رمز انسان ِ گمشده است

برای آغاز یک جنگ جنون آمیز

 

واز همان لحظه

باز ازنو سفرت را آغاز کن

 

با سلاح من

- که سکوت تنها موسیقی خوشایندیست

برای کسانی که نمی بینند

نمی شنوند

احساس نمی کنند -

 

 

و مدارا کن با دنیا

با حرمت همان سکوتی

که تنها سلاح من بود

در لحظه هایی که تو ...

 

 

                                          خداحافظ رفیق

                                                                       مواظب خودت ، دلت   باش !!!