پیرزنی که در آخرین جمعه ی گرم مرداد ماه

توی کوچه های تاریک

در ابتدای شب

اولین بوسه ی زندگی ش را تجربه میکرد

نه به عشق

نه به دوست داشتن ابدی

نه به تشنگی روح خسته اش می اندیشید

 

فقط با خود میگفت :

" چقدر ساده و دیر اتفاق افتاد ... "

/ 2 نظر / 26 بازدید
m

ادما قدر اونی رو که دارند نمی دونند

Mehran

بوسه ای که پشتوانش عشق نباشه مثل نمیدونم .... مثل ... مثل اینه که یه بسیجی با آیفون شیش پلاسش در حال آتیش زدن پرچم آمریکا سلفی بگیره [خنده] پیرزن خودشو گول میزنه